نظام قضایی ایران برای رسیدگی به پروندههای کیفری دارای دو بخش اصلی است:
- دادسرا و
- دادگاه.
دادسرا بخشی از سیستم قضایی است که در کنار هر دادگاه کیفری تشکیل میشود و مسئولیت انجام تحقیقات مقدماتی و آمادهسازی پروندهها را برعهده دارد. دادسرا به ریاست دادستان اداره میشود و در آن مقامات قضایی دیگری نظیر بازپرس (قاضی تحقیق) و دادیار انجام وظیفه میکنند. پس از تکمیل تحقیقات در دادسرا، پرونده برای دادرسی به دادگاه کیفری فرستاده میشود تا قاضی دادگاه به اتهامات رسیدگی کرده و حکم صادر کند. به این ترتیب، بازپرس و قاضی دو رکن مکمل در فرآیند اجرای عدالت کیفری هستند که یکی در مرحله تحقیقات و دیگری در مرحله صدور رأی نقشآفرینی میکند.
تعریف بازپرس به زبان ساده
بازپرس یک مقام قضایی در دادسرا است که وظیفه اصلی او تحقیق درباره جرم و جمعآوری دلایل و مدارک مربوط به آن میباشد.
بازپرس با اقداماتی مانند کشف جرم، حفظ آثار و علائم صحنه جرم، جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم، گردآوری مدارک و شواهد و انجام تحقیقات محلی (مثلاً بررسی محل وقوع جرم و پرسوجو از مطلعان) سعی میکند حقیقت را کشف کند. پس از اتمام تحقیقات، اگر بازپرس دلایل کافی بر ارتکاب جرم توسط متهم بیابد، قرار جلب به دادرسی (کیفرخواست) صادر کرده و پرونده را برای تصمیمگیری به دادستان ارسال میکند.
دادستان نیز در صورت تأیید نظر بازپرس، پرونده را جهت محاکمه به دادگاه میفرستد؛ در غیر این صورت ممکن است قرار منع یا موقوفی تعقیب صادر کند یا پرونده را برای تحقیقات بیشتر به بازپرس بازگرداند. بنابراین بازپرس نقش مهمی در شکلگیری اولیه پرونده کیفری دارد و تعیین میکند که آیا پرونده با ادله کافی به دادگاه برود یا خیر.
وظایف و اختیارات بازپرس طبق قانون آیین دادرسی کیفری
بازپرس طبق قانون آیین دادرسی کیفری ایران وظایف و اختیارات مشخص و متعددی دارد. قانونگذار در مواد ۸۹ تا ۱۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ به تفصیل این وظایف را برشمرده است.
بر اساس این قانون، تحقیقات مقدماتی تمامی جرایم اصولاً بر عهده بازپرس است و او باید پروندههای کیفری را پیش از دادگاه بررسی و تکمیل کند.
بازپرس پس از ارجاع پرونده توسط دادستان تحقیقات را آغاز میکند و حتی اگر شخصاً شاهد وقوع جرم باشد، باید بلافاصله موضوع را به دادستان گزارش کند.
از مهمترین وظایف بازپرس، انجام تحقیق بیطرفانه است؛ قانون تأکید میکند که بازپرس باید با کمال بیطرفی تحقیق کرده و بین اوضاع و دلایل له یا علیه متهم تفاوتی نگذارد.
همچنین سرعت عمل در تحقیقات از وظایف اوست؛ بازپرس باید بدون معطلی اقدامهای لازم را انجام دهد و حتی ایام تعطیل موجب توقف رسیدگی او نشود. برای جلوگیری از امحای آثار جرم، بازپرس مکلف است اقدامات فوری انجام داده و در جمعآوری دلایل تأخیر نکند. بازپرس در پایان تحقیقات میتواند تصمیماتی مانند صدور قرار جلب به دادرسی (ارسال پرونده به دادگاه برای محاکمه) یا قرار منع تعقیب (مختومه کردن پرونده در صورت نبود دلایل کافی) را اتخاذ کند.
البته این تصمیمات تحت نظارت دادستان قرار دارند و باید به تأیید او برسند. به طور خلاصه، وظیفه بازپرس آن است که با رعایت قانون و حقوق طرفین، پرونده کیفری را به شکلی جامع و مستند آماده سازد تا عدالت در مرحله دادرسی به درستی اجرا شود.
ابزارهای بازپرس در کشف حقیقت
بازپرس برای انجام وظایف خود به ابزارها و اختیارات قانونی ویژهای دسترسی دارد که به او کمک میکنند حقیقت را کشف کرده و پرونده را تکمیل کند. برخی از مهمترین ابزارها و اقدامات بازپرس عبارتند از:
احضار و تحقیق از متهم، شهود و مطلعان
بازپرس میتواند افراد مرتبط با پرونده را احضار کند. او متهمان را مورد بازجویی قرار میدهد و از شهود و مطلعان حادثه تحقیق میکند تا روایتهای مختلف گردآوری شود.
صدور قرار بازداشت موقت و سایر قرارهای تأمین
در صورتی که شواهد کافی بر دست داشتن متهم در جرم وجود داشته باشد یا بیم فرار یا تبانی برود، بازپرس میتواند با صدور قرار بازداشت موقت متهم را تا زمان تکمیل تحقیقات در بازداشت نگه دارد. همچنین قرارهای تأمینی دیگری نظیر أخذ وثیقه، کفالت یا ممنوعالخروج کردن متهم از کشور نیز توسط بازپرس قابل صادر شدن است. این قرارها برای تضمین حضور متهم و حفظ حقوق شاکی صادر میشوند.
تفتیش و بازرسی
بازپرس در صورت لزوم میتواند دستور تفتیش اماکن یا بازرسی از محلهای مرتبط با جرم را صادر کند. بازرسی صحنه جرم، منزل یا محل کار متهم (با مجوز قانونی) به منظور یافتن ادوات جرم یا سرنخهای جدید، از اختیارات بازپرس است. همچنین معاینه محل حادثه توسط بازپرس یا به دستور او توسط کارشناسان انجام میگیرد تا جزئیات صحنه جرم ثبت و بررسی شود.
ارجاع به کارشناس
در مواردی که اظهارنظر تخصصی لازم باشد (برای مثال تشخیص علت دقیق مرگ در یک پرونده قتل، یا ارزیابی جعل در اسناد)، بازپرس میتواند با صدور قرار کارشناسی، پرونده را برای بررسیهای کارشناسی به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع دهد. نظر کارشناسی میتواند به کشف حقیقت و تکمیل ادله کمک شایانی کند.
جمعآوری ادله و مدارک
بازپرس شخصاً یا با کمک ضابطان قضایی (مانند پلیس) دلایل مادی جرم را جمعآوری میکند. برای نمونه، ضبط آلات و ادوات جرم، جمعآوری آثار انگشتنگاری، نمونهبرداریهای لازم (مانند آزمایش DNA) و تهیه گزارشهای تحقیقاتی همگی زیر نظر بازپرس انجام میشوند. بازپرس بر صحت و قانونیبودن تمامی این اقدامات نظارت دارد تا مدارک بهدستآمده در دادگاه معتبر و قابل استناد باشند.
این ابزارها و اختیارات به بازپرس امکان میدهند که پرونده را از جنبههای مختلف تکمیل کرده و هیچ سرنخی را نادیده نگیرد. البته بهکارگیری این اختیارات باید مطابق قانون و با رعایت حقوق شهروندان باشد تا از هرگونه سوءاستفاده یا تضییع حق جلوگیری شود.
تفاوت بازپرس و قاضی از نظر وظایف و نقش در فرآیند دادرسی
هرچند بازپرس و قاضی هر دو از مقامات قضایی در سیستم دادگستری هستند، اما وظایف و نقشهای کاملاً متفاوتی در فرآیند رسیدگی کیفری برعهده دارند. به طور خلاصه، بازپرس مسئول مرحله تحقیقات مقدماتی است، در حالی که قاضی مسئول مرحله دادرسی و صدور حکم نهایی میباشد. در ادامه، تفاوتهای کلیدی این دو مقام را مقایسه میکنیم:
-
مرحله فعالیت: بازپرس در مرحله قبل از محاکمه (تحقیقات مقدماتی) فعالیت میکند؛ او پرونده را برای محاکمه آماده میسازد. در مقابل، قاضی در مرحله محاکمه (دادرسی) وارد عمل میشود و به بررسی ادله گردآوریشده میپردازد.
-
وظیفه اصلی: وظیفه اصلی بازپرس کشف حقیقت، جمعآوری شواهد و تکمیل پرونده است. بازپرس تحقیقات لازم را انجام میدهد تا روشن شود آیا جرم واقع شده و چه کسی مسؤول آن است. اما وظیفه اصلی قاضی رسیدگی به ادله در جلسه دادگاه و صدور حکم است؛ قاضی پس از بررسی دقیق مدارک و شنیدن اظهارات طرفین، درباره مجرمیت یا بیگناهی متهم و تعیین مجازات حکم نهایی را صادر میکند.
-
اختیارات: بازپرس اختیارات تحقیقی و تأمینی دارد (مثل احضار، بازداشت موقت، بازرسی و …)، ولی اختیار صدور حکم محکومیت یا برائت را ندارد. تصمیمات بازپرس در قالب “قرار” است (مانند قرار جلب به دادرسی یا قرار تأمین) که موقت و غیرقطعیاند و برای نهایی شدن باید به تأیید دادستان و سپس بررسی دادگاه برسند. در مقابل، قاضی دارای اختیار صدور رأی نهایی است و میتواند حکم محکومیت یا تبرئه متهم را صادر کند. احکام دادگاه ماهیت قطعی یا قابل تجدیدنظر دارند و سرنوشت نهایی پرونده را تعیین میکنند.
-
جایگاه سازمانی: بازپرس از نظر سلسلهمراتب قضایی در دادسرا زیرنظر دادستان فعالیت میکند و تصمیمات مهم او نیازمند موافقت دادستان است. اما قاضی مستقل در دادگاه عمل میکند و رأساً (با رعایت قانون) در مورد پرونده قضاوت مینماید. به بیان دیگر، قاضی از نظر جایگاه قضایی مرتبهای بالاتر دارد و بر نتیجه نهایی پرونده نظارت و حاکمیت دارد.
-
نوع مشارکت با پرونده: بازپرس با جمعآوری و ارائه مدارک مشارکت خود را در پرونده انجام میدهد. او مسیر پرونده را هدایت و هموار میکند تا حقیقت برای دادگاه روشن شود. در مقابل، قاضی با ارزیابی مدارک و استماع دفاعیات تصمیم نهایی را میگیرد و سرنوشت پرونده را رقم میزند.
به طور کلی، بازپرس پرونده را تشکیل و آماده میکند و قاضی به پرونده رسیدگی و داوری میکند. هر دو نقش برای اجرای عدالت ضروری هستند؛ بازپرس زمینه یک دادرسی عادلانه را فراهم میکند و قاضی با صدور حکم عادلانه، عدالت را محقق میسازد. همچنین همکاری و ارتباط مستمر بازپرس و قاضی تضمین میکند که حقوق متهم و شاکی در هر دو مرحله رعایت شود و هیچ خلائی در رسیدگی به جرم باقی نماند.
نقش بازپرس در پروندههای کیفری
برای درک بهتر جایگاه بازپرس، میتوان روند یک پرونده کیفری را به اختصار مرور کرد. هنگامی که یک شکایت کیفری مطرح یا یک جرم مشاهده میشود، پرونده ابتدا در دادسرا شکل میگیرد. دادستان به عنوان رئیس دادسرا، پس از دریافت شکایت یا گزارش جرم، ممکن است پرونده را برای تحقیقات به یکی از شعب بازپرسی ارجاع دهد. بازپرس پس از ارجاع، تحقیقات مقدماتی را آغاز میکند: او شاکی را احضار کرده اظهاراتش را میشنود، متهم احتمالی را برای بازجویی فرا میخواند، از شهود و مطلعین تحقیق میکند و تمامی سرنخها و مدارک را جمعآوری مینماید. در طی این مرحله، بازپرس همواره باید بیطرف باشد و حقوق دفاعی متهم را نیز رعایت کند. به عنوان نمونه، متهم حق دارد در صورت بازداشت، از دلایل اتهام خود آگاه شود و به کمک وکیل از خود دفاع کند. بازپرس ممکن است برای جلوگیری از فرار متهم یا تبانی، با کسب مجوز لازم اقدام به بازداشت موقت او نماید یا با اخذ ضمانت مناسب (وثیقه یا کفالت) وی را تا زمان دادگاه آزاد کند. همچنین اگر نیاز به تحقیقات میدانی باشد، بازپرس شخصاً در محل جرم حاضر میشود یا ماموران تحقیق را به محل اعزام میکند تا گزارش تهیه کنند.
پس از آنکه بازپرس تمامی ادلهی ممکن را گردآوری و بررسی کرد، به مرحله تصمیمگیری درباره نتیجه تحقیقات میرسد. در این مرحله دو حالت کلی ممکن است پیش بیاید:
-
کفایت دلایل برای تعقیب متهم: اگر بازپرس به این نتیجه برسد که دلایل و شواهد کافی علیه متهم وجود دارد و اتهام قابل اثبات در دادگاه است، اقدام به صدور قرار جلب به دادرسی میکند. این قرار در واقع همان پیشنهاد بازپرس برای محاکمه متهم در دادگاه است (معادل کیفرخواست). بازپرس پرونده تکمیلشده را با تنظیم این قرار به دادستان ارسال میکند تا نظر دهد. دادستان پس از بررسی پرونده و قرار بازپرس، در صورت موافقت، علیه متهم کیفرخواست صادر کرده و پرونده را به دادگاه میفرستد. بدین ترتیب نقش بازپرس در این پرونده خاتمه یافته و از اینجا به بعد قاضی دادگاه رسیدگی را بر عهده خواهد داشت.
-
کافی نبودن دلایل یا منتفی شدن تعقیب: اگر بازپرس تشخیص دهد که دلایل کافی برای انتساب جرم به متهم وجود ندارد یا اصلأ جرمی واقع نشده است، میتواند قرار منع تعقیب صادر کند. به بیان ساده، بازپرس اعلام میکند که ادامه پیگیری کیفری علیه متهم توجیهی ندارد. این قرار نیز برای بررسی نزد دادستان فرستاده میشود؛ چنانچه دادستان با آن موافق باشد، پرونده مختومه میشود. همچنین در مواردی مثل فوت متهم یا مشمول مرور زمان شدن جرم، بازپرس قرار موقوفی تعقیب صادر میکند که آن هم باید به تأیید دادستان برسد. در صورتی که دادستان با نظر بازپرس مخالف باشد، میتواند پرونده را جهت انجام تحقیقات تکمیلی به بازپرس برگرداند یا خود مستقیماً اقدام لازم را انجام دهد.
بنابراین نقش بازپرس در پروندههای کیفری شروع و هدایت تحقیقات تا مرحله تصمیمگیری درباره پیگیری قضایی است. بازپرس با اقدامات خود مسیر پرونده را مشخص میکند: اگر تحقیقاتش به اندازه کافی مستحکم باشد، پرونده با آمادگی کامل به دادگاه میرود و قاضی بر اساس آن رأی میدهد؛ و اگر تحقیقات به عدم اثبات جرم بینجامد، از ارجاع بیمورد پرونده به دادگاه جلوگیری شده و از اتلاف وقت دستگاه قضایی و تضییع حقوق افراد پرهیز میشود. پس میتوان گفت بازپرس صافی اولیه دستگاه قضایی در امور کیفری است که موارد قابل محاکمه را از موارد غیرقابل محاکمه تفکیک میکند و تضمین مینماید که تنها پروندههای مستند و دارای ادله کافی به دادگاه راه یابند.
جایگاه قانونی بازپرس (ارجاع به قانون آیین دادرسی کیفری ایران)
مقام بازپرس در ساختار قانونی ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ (و اصلاحات بعدی آن) صراحتاً موقعیت بازپرس را تعریف و حدود اختیارات او را تعیین کرده است. طبق این قانون، در هر حوزه قضایی شهرستان، تشکیل دادسرا با حضور بازپرس الزامی است و تحقیقات مقدماتی جرایم به عهدهی بازپرس گذاشته شده است. مواد ۸۹ به بعد این قانون به روشنی بیان میکنند که بازپرس چگونه باید اقدام به تحقیق کند و چه اختیارات قانونیای در جهت کشف جرم دارد.
برای نمونه، ماده ۹۲ قانون آیین دادرسی کیفری تأکید میکند که اصولاً تحقیقات مقدماتی تمامی جرایم برعهده بازپرس است مگر در موارد استثنائی که به خاطر کمبود بازپرس، دادستان عهدهدار تحقیقات شود. همچنین ماده ۹۳ این قانون به بیطرفی بازپرس در تحقیق اشاره کرده و ماده ۹۵ بر فوریت اقدامهای بازپرس برای حفظ آثار و جمعآوری دلایل جرم تصریح دارد.
علاوه بر قانون آیین دادرسی کیفری، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به طور کلی بر اصل قانونی بودن تشکیل محکمه و فرآیند دادرسی عادلانه تأکید کرده است که نقش بازپرس را به عنوان بخشی از این فرآیند میتوان در راستای همان اصول ارزیابی کرد. بازپرس یک مقام قضایی به شمار میآید؛ یعنی ضمن اینکه زیرنظر دادستان در دادسرا فعالیت میکند، در انجام تحقیقات و اظهار نظر قضایی از استقلال نسبی برخوردار است. قانون بیان میدارد که بازپرس در اظهار نظر خود ملزم به تبعیت از نظر دادستان نیست، هرچند تصمیمات او نهایتاً نیازمند تأیید دادستان برای اجرای نهایی است. این سازوکار قانونی نوعی نظارت دو مرحلهای را ایجاد میکند تا از صحت تحقیقات اطمینان حاصل شود: بازپرس تحقیقات را انجام میدهد و قرارهای لازم را صادر میکند؛ دادستان بر تصمیمات بازپرس نظارت میکند و در صورت تأیید او، پرونده جهت صدور حکم به دادگاه فرستاده میشود. به این ترتیب، هم حق جامعه (تعقیب مجرمان) و هم حق متهم (پیشگیری از محاکمه ناعادلانه) تأمین میگردد.
به طور خلاصه، جایگاه بازپرس در قوانین ایران جایگاهی تعریفشده و اساسی است. بازپرس به عنوان بازوی تحقیقاتی دستگاه قضایی، نقش اولیه را در تضمین اجرای عدالت کیفری برعهده دارد. قوانین آیین دادرسی کیفری با تعیین وظایف و اختیارات دقیق برای بازپرس، تلاش کردهاند توازن مناسبی میان قدرت کشف جرم و حفاظت از حقوق شهروندان برقرار کنند.
جمعبندی نهایی
در این مقاله به زبان ساده با مفهوم بازپرس و تفاوتهای آن با قاضی آشنا شدیم. بازپرس مقام قضاییای است که در مرحله تحقیقات مقدماتی نقشآفرینی میکند و وظیفه دارد با گردآوری بیطرفانه دلایل و شواهد، پرونده را برای دادرسی آماده کند. در مقابل، قاضی دادگاه مسئول رسیدگی نهایی به پرونده و صدور حکم است. بازپرس و قاضی اگرچه هر دو در راستای اجرای عدالت عمل میکنند، اما نقشهای متمایز و مکمل دارند: بازپرس حقیقتیاب و پروندهساز است و قاضی داور نهایی پرونده.
با درک این تفاوت نقشها، مشخص میشود که چرا همکاری و ارتباط صحیح بین بازپرس و قاضی برای تحقق عدالت کیفری ضروری است. بازپرس با تحقیقات کامل خود تضمین میکند که هیچ مجرمی بدون دلیل به دادگاه معرفی نشود و هیچ دلیلی علیه متهم از نظر دور نماند؛ قاضی نیز اطمینان حاصل میکند که بر پایه مستندات و شواهد جمعآوریشده توسط بازپرس، رأیی منصفانه صادر شود. در نهایت، نظام قضایی با وجود هر دوی این مقامات میتواند از مرحله کشف جرم تا صدور حکم، حقوق جامعه و شهروندان را توأمان حفظ کرده و عدالت را محقق کند.
منابع و مآخذ مقاله
قانون آیین دادرسی کیفری ایران (مصوب ۱۳۹۲)؛ وبسایتهای حقوقی و خبری (ایسنا، تابناک، ایرانوکلا) جهت توضیحات تکمیلی.






سلام بر شما
ممنون مطالبتان خوب ارزشمند بود
زنده باشی
سلام به شما
خیلی خوشحالم که مفید بوده براتون.
زنده و سلامت باشید، هر زمان نیاز به راهنمایی داشتید در خدمتم. 🌸
الان بازپرس الکی بفرسته زندان،یا همون قاضی،باید کجا و چگونه پیگیری کرد که الکی و عشقی ادمو میفرستن زندان
با سلام و احترام
صدور قرار بازداشت «بدون دلیل و سلیقهای» از نظر قانونی مجاز نیست و متهم میتواند ظرف ۱۰ روز به قرار بازداشت از طریق همان شعبه به دادگاه صالح اعتراض کند و همچنین درخواست تبدیل آن به وثیقه یا قرار سبکتر بدهد. در صورت وجود تخلف جدی از سوی قاضی یا بازپرس، امکان شکایت در دادسرای انتظامی قضات وجود دارد که بهتر است با مشورت وکیل انجام شود.