تعریف فحاشی
فحاشی در عرف به کار بردن الفاظ توهینآمیز و رکیک علیه اشخاص است که موجب تحقیر و هتک حیثیت طرف مقابل میشود. در حقوق کیفری ایران، فحاشی زیر عنوان کلی جرم توهین شناخته میشود و قانون برای مرتکبان آن مجازاتهایی در نظر گرفته است. این جرم از جمله جرائم علیه حیثیت معنوی اشخاص محسوب میگردد و طبق قانون قابل گذشت است؛ یعنی تعقیب کیفری مرتکب منوط به شکایت شاکی بوده و در صورت گذشت وی، تعقیب و مجازات متوقف میشود. در ادامه به پرسشهای متداول پیرامون مجازات فحاشی و جنبههای قانونی آن بر اساس قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری و نظرات مشورتی و رویه قضایی میپردازیم.
مجازات فحاشی چیست؟
مجازات فحاشی در قوانین ایران ذیل عنوان جرم توهین قرار میگیرد.
بر اساس ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی (کتاب تعزیرات)،
اگر فحاشی متضمن قذف نباشد، مرتکب به جزای نقدی درجه شش محکوم میشود که میزان آن طبق مصوبات جدید، بین ۲۰۰ تا ۸۰۰ میلیون ریال است.
در گذشته مجازات شلاق نیز پیشبینی شده بود که با تصویب قانون کاهش مجازات حبس تعزیری حذف شد. با این حال در موارد خاص، مانند توهین به مقامات رسمی حین انجام وظیفه (ماده ۶۰۹)، امکان محکومیت به حبس نیز وجود دارد. همچنین اگر فحاشی به شکل قذف (نسبت دادن زنا یا لواط) باشد، مشمول حدّ بوده و مجازات آن ۸۰ ضربه شلاق حدی است. بنابراین نوع و شرایط فحاشی تعیینکننده شدت مجازات خواهد بود.
آیا فحاشی زندان دارد؟
به طور کلی توهین و فحاشی به اشخاص عادی (که مشمول حد قذف نباشد) مجازات حبس در پی ندارد. قانونگذار در ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) برای فحاشی و به کار بردن الفاظ رکیک مجازات تا ۷۴ ضربه شلاق یا جزای نقدی از پنجاه هزار تا یک میلیون ریال تعیین کرده بود. با تصویب قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ۱۳۹۹، مجازات شلاق از ماده ۶۰۸ حذف و به جزای نقدی درجه شش تبدیل شد. بر اساس این اصلاح، مرتکب فحاشی به پرداخت جزای نقدی درجه ۶ محکوم میشود که مبلغ آن در زمان تصویب قانون ۲۰ تا ۸۰ میلیون ریال بوده و طبق نرخ تورم قابل تعدیل است. (بر اساس مصوبه هیئت وزیران در سال ۱۴۰۳، جزای نقدی درجه شش به بازهٔ ۲۰۰ تا ۸۰۰ میلیون ریال افزایش یافته است). بنابراین فحاشی به افراد معمولاً مجازات زندان ندارد و با جزای نقدی تنبیه میشود.
البته در موارد خاص توهینهای مشدّد ممکن است حبس در پی داشته باشد. به عنوان مثال، توهین به مقامات و مأموران دولتی در حین انجام وظیفه یا به سبب آن طبق ماده ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی جرم جداگانهای است که تا سه ماه حبس برای مرتکب مقرر شده است. متن ماده ۶۰۹ (اصلاحی ۱۴۰۳) تصریح میکند هرکس با توجه به سمت یکی از روسای سه قوه، معاونان رئیسجمهور، وزرا، نمایندگان مجلس، اعضای خبرگان، اعضای شورای نگهبان، قضات یا کارکنان وزارتخانهها و… به آنان توهین کند، به مجازات ۴۵ روز تا ۳ ماه حبس یا تا ۷۴ ضربه شلاق یا جزای نقدی محکوم خواهد شد. بنابراین اگر فحاشی نسبت به چنین اشخاصی و در ارتباط با انجام وظیفه آنان باشد، ممکن است به صدور حکم حبس بیانجامد. همچنین قذف (نسبت دادن زنا یا لواط به فردی) نوع خاصی از فحاشی است که حدّ دارد و مجازات آن طبق ماده ۲۵۰ قانون مجازات اسلامی ۸۰ ضربه شلاق حدی میباشد. سایر موارد توهین به مقدسات یا رهبری نیز در قوانین جداگانه دارای مجازاتهای حبس سنگین هستند که از بحث ما خارجاند. خلاصه اینکه در فحاشیهای عادی زندان پیشبینی نشده است و بیشتر با جزای نقدی و شلاق (که اکنون به جریمه مالی تبدیل شده) برخورد میشود؛ مگر در فحاشیهای خاص (مانند توهین به مقامات رسمی یا امور مقدس) که قانونگذار صراحتاً مجازات حبس را ذکر کرده است.
مجازات فحاشی عادی
-
حبس ندارد (مگر در شرایط خاص).
-
طبق ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات):
-
قبلاً: تا ۷۴ ضربه شلاق یا جزای نقدی ۵۰ هزار تا ۱ میلیون ریال.
-
بعد از قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ۱۳۹۹: شلاق حذف شد و مجازات به جزای نقدی درجه ۶ تبدیل شد.
-
مبلغ جزای نقدی:
-
سال ۱۳۹۹ → بین ۲۰ تا ۸۰ میلیون ریال.
-
سال ۱۴۰۳ (طبق مصوبه دولت) → بین ۲۰۰ تا ۸۰۰ میلیون ریال.
-
-
➡️ نتیجه: فحاشی به افراد معمولاً تنها با جریمه نقدی مجازات میشود.
موارد خاص با مجازات سنگینتر
-
توهین به مقامات رسمی (ماده ۶۰۹):
-
شامل: روسای سه قوه، وزرا، نمایندگان مجلس، اعضای خبرگان، قضات و کارکنان دولت.
-
مجازات:
-
۴۵ روز تا ۳ ماه حبس
-
یا تا ۷۴ ضربه شلاق
-
یا جزای نقدی
-
-
-
قذف (نسبت دادن زنا یا لواط):
-
مشمول حد است.
-
مجازات: ۸۰ ضربه شلاق حدی (ماده ۲۵۰ قانون مجازات اسلامی).
-
-
توهین به مقدسات یا رهبری:
-
در قوانین جداگانه پیشبینی شده است.
-
مجازات: حبسهای سنگین (بسته به مورد).
-
برای اثبات فحاشی چند شاهد لازم است؟
یکی از پرسشهای رایج این است که برای اثبات جرم فحاشی در دادگاه به چه تعداد شاهد نیاز داریم. برخلاف جرائمی مانند زنا که در فقه مستلزم حضور چهار شاهد است، برای اثبات فحاشی تعداد شهود معینی در قانون ذکر نشده است. ادلهٔ اثبات جرم در امور کیفری
طبق ماده ۱۶۰ قانون مجازات اسلامی عبارت از اقرار، شهادت، قسامه در موارد مقرر، سوگند در موارد مقرر و علم قاضی است.
در جرائم تعزیری از جمله توهین، شهادت شهود یکی از ادله ممکن میباشد، اما دادگاه میتواند از هر امر متعارفی که موجب علم قاضی شود نیز بهره ببرد. بر اساس نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه، حتی استماع اظهارات مطلعین (افرادی که ماجرا را شنیده یا دیدهاند) میتواند در کنار سایر قرائن برای قاضی ایجاد علم کند و منع قانونی در استناد به شهادت آنان وجود ندارد. بنابراین الزامی به وجود دو شاهد مرد یا نصاب خاصی از شهادت نیست؛ هر دلیلی که دادگاه را قانع کند میتواند مبنای صدور حکم قرار گیرد.
با این حال، در عمل هرچه شواهد و مدارک قویتر و روشنتر باشد، امکان اثبات فحاشی بیشتر است. اگر صرفاً یک شاهد بدون ذکر جزئیات شهادت دهد «فلانی فحاشی کرد»، معمولاً دادگاه چنین شهادتی را ناکافی میداند.
به عنوان نمونه در یک پرونده، دادگاه بدوی بر اساس شکایت شاکی و گواهی شهود، متهم را به جرم توهین و تهدید محکوم نمود، اما در مرحله واخواهی و تجدیدنظر به این نکته توجه شد که شهود مصادیق الفاظ توهینآمیز یا عبارات تهدیدآمیز را صریحاً ذکر نکردهاند؛ در نتیجه دادگاه تجدیدنظر عدم کفایت دلیل را اعلام و متهم را تبرئه کرد. طبق این رویه، شاهد باید دقیقا کلمات توهینآمیز را که شنیده است بیان کند تا مشخص شود آن الفاظ واقعاً توهین محسوب میشوند یا خیر. همچنین اگر تنها مدرک موجود اظهارات شاکی باشد و متهم منکر شود، اصل برائت اقتضا میکند که به صرف ادعای بدون شاهد یا مدرک، حکم محکومیت صادر نشود.
در چنین مواردی ممکن است دادگاه به شاکی پیشنهاد کند دلایل دیگری مانند پیامک، صدای ضبطشده، فیلم دوربین مداربسته یا شهادت افراد حاضر در صحنه را ارائه نماید. خلاصه اینکه هیچ نصاب از پیش تعیینشدهای برای تعداد شهود وجود ندارد، اما کیفیت ادلهٔ اثباتی بسیار مهم است و شهادتها باید روشن، موثق و بیانگر الفاظ یا اعمال توهینآمیز به طور مشخص باشند.
مجازات فحاشی پیامکی
فحاشی اگر از طریق پیام کتبی (مانند ارسال پیامک یا پیام در شبکههای اجتماعی) انجام گیرد، در حکم همان توهین شفاهی است. قانون مجازات اسلامی تفاوتی بین فحاشی شفاهی و کتبی قائل نشده و وسیله ارتکاب جرم تأثیری در اصل جرم توهین ندارد. بنابراین جرم فحاشی پیامکی نیز همان عناصر قانونی توهین را دارد با این تفاوت که ادله اثبات آن سادهتر به دست میآید. شخصی که از طریق پیامهای مکتوب (اساماس، واتساپ و غیره) مورد فحاشی قرار گرفته میتواند با پرینت پیامها و ضمیمه کردن آنها به شکایت خود، موضوع را در مرجع قضایی پیگیری کند. برای طرح شکایت، معمولاً شاکی از طریق دفاتر خدمات قضایی الکترونیک شکواییه تنظیم و ثبت میکند و پرینت پیام توهینآمیز، استعلام از شرکت مخابرات (برای احراز مالکیت خط تلفن و ارسال پیامها) و گزارش پلیس را به عنوان دلایل و منضمات ارائه میدهد. پس از ثبت شکواییه، پرونده به دادسرای محل ارجاع و تحقیقات آغاز میشود و در صورت احراز صحت ادله، با کیفرخواست به دادگاه کیفری دو فرستاده خواهد شد.
از نظر قانونی، مجازات فحاشی پیامکی تفاوتی با فحاشی حضوری ندارد. چنانچه الفاظ رکیک ارسالی متضمن قذف (نسبت دادن زنا یا لواط) باشد، مرتکب به مجازات حدی ۸۰ ضربه شلاق محکوم خواهد شد. اما اگر توهین انجامشده قذف نباشد (فحاشی معمولی باشد)، بر اساس ماده ۶۰۸ مجازات آن جزای نقدی درجه شش است که میزان دقیق آن را دادگاه با توجه به شرایط تعیین میکند. به عبارت دیگر، نفرستادن پیام توهینآمیز فرقی با بیان حضوری فحش ندارد و همان قوانین اعمال میشود. تنها ممکن است ارسال پیام حاوی توهین، در صورت تکرار و آزاردهندگی، مشمول عنوان مزاحمت تلفنی (موضوع ماده ۶۴۱ قانون مجازات) نیز بشود که آن نیز تعزیر جداگانهای (جزای نقدی درجه هشت پس از اصلاحات ۱۳۹۹) دارد. در هر حال اصل بر این است که فحاشی کتبی یا پیامکی همان جرم توهین است و با شکایت مخاطب پیام قابل تعقیب میباشد. لازم به ذکر است که طبق رویه قضایی، پیامک توهینآمیز در حکم «دلیل کتبی» محسوب میشود و حتی اگر ارسالکننده پیام بعداً منکر شود، دادگاه میتواند با استعلام از مخابرات یا بررسی محتوا، ارتکاب جرم را احراز نماید. این جرم نیز مانند توهین شفاهی قابل گذشت بوده و با رضایت شاکی مختومه خواهد شد.
جرم فحاشی و تهدید
گاهی فحاشی با رفتارهای مجرمانهٔ دیگری توأم میشود که یکی از شایعترین آنها تهدید کردن طرف مقابل است.
به عنوان مثال ممکن است شخصی ضمن فحاشی، مخاطب را به ضرب و جرح یا قتل یا افشای راز تهدید کند. در حقوق کیفری ایران، تهدید کردن اشخاص خود جرم مستقلی است که در ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) تعریف شده است. بر اساس این ماده: «هرگاه کسی دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی و یا افشای سری نسبت به خود یا بستگان او نماید… به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان از یک ماه تا یک سال محکوم خواهد شد».
بنابراین تهدید یک جرم جداگانه با مجازات نسبتاً سنگینتر (حبس تعزیری تا یک سال) است. این جرم نیز مطابق قانون کاهش حبسهای تعزیری ۱۳۹۹ مشمول مجازات جایگزین حبس نشده و همچنان امکان صدور حکم حبس برای آن وجود دارد (در صورتی که دادگاه ضرورت بداند). لازم به ذکر است تهدید نیز مانند توهین از جمله جرائم قابل گذشت محسوب میشود؛ یعنی با شکایت شاکی تعقیب شده و با گذشت او پرونده مختوم میگردد (مگر در موارد خاص مانند تهدید علیه امنیت عمومی که خارج از بحث ماست).
حال اگر کسی همزمان مرتکب فحاشی و تهدید شود، هر یک از این اعمال عنوان مجرمانه مستقل دارد و مرتکب ممکن است بابت هر دو جرم محکومیت جداگانه بیابد. در چنین مواردی طبق اصل تعدد جرم، دادگاه برای هر یک از جرائم (توهین و تهدید) مجازات متناسب تعیین میکند و در نهایت اشدّ مجازات قابل اجرا خواهد بود (طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در تعدد جرائم تعزیری).
به طور مثال، در یک پرونده واقعی در دادگاه کیفری تهران، فردی به اتهام توهین و تهدید محاکمه شد؛ دادگاه بدوی وی را بابت توهین به پرداخت جزای نقدی ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالی و بابت تهدید به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد. هرچند این حکم در مرحله تجدیدنظر به دلیل فقدان ادله کافی نقض گردید، اما نشان میدهد که برای هر یک از دو عنوان مجرمانه مجازات جداگانه در نظر گرفته میشود. بنابراین ارتکاب توأم فحاشی (توهین) و تهدید میتواند پیامد جدیتری برای مرتکب داشته باشد؛ چرا که از یک سو باید جریمه مالی توهین را بپردازد و از سوی دیگر ممکن است به حبس تعزیری بابت تهدید محکوم گردد.
نکته دیگر آن که تهدید و فحاشی تلفنی یا از طریق ابزارهای مخابراتی نیز از نظر قانونی تفاوتی با حالت حضوری ندارند. در نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۸۷ اداره حقوقی قوه قضائیه تصریح شده است که توهین و تهدید از طریق تماس تلفنی نیز موجب تحقق جرم میشود و شهادت شهود دال بر شنیدن الفاظ توهینآمیز یا تهدیدآمیز حین مکالمه، میتواند مبنای علم قاضی قرار گیرد. بنابراین اگر شخصی تلفنی یا با پیغام صوتی دیگری را فحش دهد و تهدید کند، نمیتواند به این بهانه که صحبتها ضبط نشده یا مستقیم روبهرو نبوده از مسئولیت مبرا شود؛ همین که محتوا به گوش مخاطب رسیده باشد برای تحقق جرم کافی است. در عین حال، در چنین پروندههایی معمولاً شهادت شهود یا گزارش مقام انتظامی که مکالمه را شنود کرده باشد، به عنوان قرینه اثباتی جهت اطمینان دادگاه استفاده میشود.
حکم فحاشی و تهدید در ملأ عام
منظور از ملأ عام یا علنی انجام دادن یک عمل، آن است که عمل در حضور یا دید عموم مردم رخ دهد. حال اگر کسی در ملأ عام اقدام به فحاشی و تهدید دیگری کند، از لحاظ ماهوی همچنان همان جرم توهین و تهدید رخ داده است و مجازاتهای مذکور (جزای نقدی برای توهین و حبس یا شلاق برای تهدید) اعمال خواهد شد. علنی بودن رفتار توهینآمیز فینفسه عنوان مجرمانه جدیدی ایجاد نمیکند، اما میتواند در دو جهت دارای اهمیت باشد: یکی از جهت اثبات جرم و دیگری از جهت آثار و تبعات جانبی آن.
از نظر اثباتی، فحاشی و تهدید در حضور مردم معمولاً با شهود بیشتری همراه است و جمعآوری دلیل آسانتر خواهد بود. حتی اگر توهین در یک مکان عمومی بدون حضور شاهد خاصی واقع شود، همچنان جرم توهین تحقق یافته محسوب میشود، هرچند برای اثبات در دادگاه وجود شاهد یا مدرک ضروری است. به بیان دیگر، نبود شاهد به معنای فقدان جرم نیست بلکه صرفاً اقامه دلیل را دشوارتر میکند. اما در اکثر موارد فحاشی در ملأ عام با واکنش اطرافیان همراه است و حداقل یک یا چند نفر میتوانند شهادت دهند که مرتکب چه الفاظی به کار برده یا چگونه طرف مقابل را تهدید کرده است.
از نظر آثار قانونی جانبی، انجام فحاشی به شکل علنی ممکن است تخلفات و جرائم دیگری را نیز مطرح سازد. اگر الفاظ به کار رفته بسیار رکیک و خلاف عفت عمومی باشد، مرتکب علاوه بر توهین به فرد مقابل، از جهت جریحهدار کردن عفت عمومی نیز قابل تعقیب است. برای نمونه، کسی که در وسط خیابان با الفاظ بسیار مستهجن داد و فریاد کند، ممکن است به اتهام تظاهر به عمل حرام در انظار عمومی یا ایراد ناراحتی به مردم نیز تحت پیگرد قرار گیرد. ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) بیان میدارد هرکس علیه عفت عمومی عملی علناً انجام دهد به حبس تا دو ماه یا شلاق محکوم میشود؛ کاربرد کلمات رکیک و فحاشی علنی میتواند مصداق چنین عملی باشد، خصوصاً اگر هیچ مخاطب خاصی جز عموم نداشته باشد. همچنین اگر تهدید در ملأ عام همراه با استفاده از سلاح یا قدرتنمایی باشد، ممکن است عمل مرتکب مشمول عنوانهایی مانند اخلال در نظم عمومی یا قدرتنمایی با چاقو (موضوع ماده ۶۱۷ تعزیرات) گردد که مجازات شدیدتری (۶ ماه تا ۲ سال حبس) دارد. بنابراین فحاشی و تهدید علنی علاوه بر اینکه حرمت شخصی بزهدیده را لکهدار میکند، میتواند واجد جنبههای عمومی نیز باشد. در رویه عملی دیده شده است که محاکم در صورت انجام توهین در حضور جمع، گاهی برای رعایت جنبهٔ بازدارندگی جرم، مجازات نزدیک به حد اکثر (مثل جزای نقدی بیشتر یا عدم تخفیف در حبس تهدید) تعیین میکنند؛ زیرا تحقیر علنی شخص، اثرات روحی و اجتماعی شدیدتری بر بزهدیده میگذارد.
نحوه اثبات فحاشی
اثبات جرم فحاشی تابع قواعد کلی اثبات در امور کیفری است. همانطور که اشاره شد، دادگاه میتواند از طرق مختلف به ارتکاب جرم پی ببرد و محدود به تعداد معینی شاهد یا ادلهٔ خاصی نیست. شایعترین ادله در پروندههای توهین عبارتند از: شهادت شهود، اسناد و مدارک کتبی یا الکترونیکی، گزارش ضابطان قضایی و در مواردی اقرار متهم. در عصر کنونی، بسیاری از فحاشیها به صورت پیامکی یا در فضای مجازی رخ میدهد و لذا پیامهای مکتوب و چاپ آنها به عنوان مدرک بسیار مورد استناد قرار میگیرد. حتی اگر توهین به شکل حضوری انجام شده باشد، معمولاً پس از درگیری لفظی، یکی از طرفین پیام یا صدای ضبطشدهای از طرف مقابل دارد که در آن عذرخواهی کرده یا دوباره توهین را تکرار نموده است. این قبیل مدارک میتوانند در دادگاه ارائه شوند. همچنین گزارش پلیس یا مأموران انتظامی که در صحنه حاضر شدهاند بسیار مهم است؛ زیرا اگر مأمور در گزارش خود ذکر کند فردی در حضور او فحاشی یا تهدید کرده، این گزارش به عنوان اماره قضایی قوی محسوب میشود و در کنار سایر قرائن میتواند علم قاضی را شکل دهد.
نکته قابل توجه در اثبات توهین آن است که قاضی رسیدگیکننده باید اقناع وجدانی پیدا کند و به اصطلاح به علم برسد که جرم واقع شده است. به موجب ماده ۲۱۱ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، علم قاضی میتواند مستند رأی قرار گیرد مشروط بر آنکه مستندات متعارف و قابل بررسی برای حصول این علم موجود باشد. بنابراین مثلاً صرف ادعای شاکی مبنی بر اینکه “فلان شخص به من فحش داد” بدون هیچ قرینه یا گواه دیگر، معمولاً به علم قاضی منجر نمیشود. اما اگر یک شاهد گفتارهای اهانتآمیز را دقیقا شنیده و بازگو کند، یا فیلم دوربین مداربستهای الفاظ را ضبط کرده باشد، یا پیامهای مکتوب توهینآمیز ارائه شوند، مجموعه اینها میتواند قاضی را به یقین برساند. حتی اظهارات مطلعین که ناظر ماجرا بودهاند (نه لزوماً شاهد شرعی با همه شرایط) میتواند مورد استماع دادگاه قرار گیرد و در صورتی که جزئیات و شرایط وقوع توهین را به خوبی تشریح کنند، به عنوان قرینه مؤید استفاده شود. پس در مسیر اثبات فحاشی، هر داده و مدرک عادی که نوعاً اطمینانآور باشد، از نظر قانون قابل استناد است و محدودیتی وجود ندارد.
در خصوص توهینهای پیامکی یا اینترنتی، علاوه بر پرینت پیامها، گاهی کارشناسی ادله الکترونیک نیز به کمک میآید. مثلاً اگر طرف مقابل منکر انتساب شماره یا حساب کاربری به خود شود، میتوان از کارشناس رسمی رایانهای یا استعلام از شرکت ارائهدهنده خدمات (اپراتور تلفن همراه یا شبکه اجتماعی) استفاده کرد تا هویت ارسالکننده پیامهای توهینآمیز مشخص گردد. همچنین در توهینهای شفاهی، اگر صدای ضبطشدهای وجود دارد دادگاه ممکن است آن را به کارشناسی صداشناسی ارجاع دهد تا احراز شود صدا مربوط به متهم است یا خیر. البته باید توجه داشت ضبط مخفیانه مکالمه دیگران در قوانین ایران خود میتواند تخلف باشد، اما ضبط صدای مکالمه توسط خود شخص مورد توهین (به عنوان طرف گفتوگو) معمولاً از منظر قانونی منع صریحی ندارد و دادگاهها گاه اینگونه ادله را نیز برای کشف حقیقت میپذیرند. در مجموع، شاکی باید تمام تلاش خود را برای جمعآوری مستندات به کار گیرد؛ از پیامها و صداها گرفته تا شهود حاضر در صحنه و حتی پرینت تماسهای تلفنی در زمان وقوع فحاشی.
در کنار مباحث کیفری، بد نیست به جنبههای حقوقی (غیرکیفری) فحاشی نیز اشاره شود. فحاشی و اهانت علاوه بر جرم بودن، میتواند موجب مسئولیت مدنی مرتکب در قبال خسارات معنویِ وارد بر قربانی شود. بر اساس ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ و ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی ۱۳۳۹، زیاندیده از جرم حق دارد بابت لطمات مادی و معنوی ناشی از جرم مطالبه خسارت کند. در مورد توهین، خسارت معنوی عمدتاً به صورت لطمه به حیثیت، آبرو و صدمات روحی ظهور میکند. برای مثال، اگر فردی با فحاشی حیثیت شخصی و خانوادگی کسی را لکهدار کند، زیاندیده میتواند ضمن شکایت کیفری یا پس از آن، دادخواست مطالبه ضرر و زیان معنوی بدهد. هرچند تعیین معادل مالی برای خسارت معنوی در نظام حقوقی ما با احتیاطهایی همراه است، اما رویه قضایی در سالهای اخیر این مسیر را پذیرفته است. چنانکه در یک رأی دادگاه تجدیدنظر تهران در سال ۱۴۰۱، بابت توهین و تهدیدی که منجر به هتک حیثیت و صدمات روحی شاکی شده بود، دادگاه علاوه بر مجازات کیفری مرتکب، حکم به پرداخت ۶۰ میلیون ریال خسارت معنوی به شاکی و همچنین الزام مرتکب به عذرخواهی در یکی از جرائد کثیرالانتشار را صادر نمود. این رأی نشان میدهد که فحاشی میتواند تبعات مدنی قابل جبران نیز داشته باشد. به علاوه، در روابط خانوادگی نیز توهین و فحاشی مکرر یکی از زوجین میتواند مصداق سوءرفتار تلقی شود و برای طرف مقابل (مثلاً زوجه) ایجاد عسر و حرج کرده و از موجبات درخواست طلاق گردد. در محیطهای کاری هم توهین به همکار یا کارفرما میتواند تخلف انضباطی محسوب شود. خلاصه آنکه اثرات زیانبار فحاشی فقط به محکومیت کیفری محدود نمیشود و حیثیت و حقوق مدنی افراد نیز در برابر اهانتها مورد حمایت قانون قرار گرفته است.
به طور خلاصه،اثبات جرم فحاشی در دادگاه محدود به تعداد مشخصی شاهد نیست و با هر دلیلی که موجب علم قاضی شود، مانند شهادت شهود، پیامک، فیلم، گزارش پلیس یا اقرار متهم امکانپذیر است. در پروندههای امروزی، پیامهای مکتوب و ادله الکترونیکی نقش مهمی دارند و حتی ضبط صدا یا کارشناسیهای فنی نیز میتواند مورد استناد قرار گیرد. علاوه بر مجازات کیفری، فحاشی میتواند موجب مسئولیت مدنی و مطالبه خسارت معنوی به دلیل لطمه به آبرو و حیثیت افراد شود.
سوالات متداول درباره مجازات فحاشی
۱. آیا فحاشی همیشه جرم محسوب میشود؟
بله. هر نوع بهکار بردن الفاظ رکیک و توهینآمیز علیه اشخاص، در قانون جرم است و حتی اگر به شوخی گفته شود، در صورت شکایت فرد مقابل، قابلیت پیگیری کیفری دارد.
۲. آیا برای فحاشی حتماً زندان در نظر گرفته شده است؟
خیر. در فحاشیهای عادی مجازات زندان وجود ندارد و مرتکب فقط به جزای نقدی محکوم میشود. اما در موارد خاص مانند توهین به مقامات یا فحاشی به شکل قذف، حبس یا شلاق نیز پیشبینی شده است.
۳. برای اثبات فحاشی چند شاهد لازم است؟
قانون نصاب مشخصی تعیین نکرده است. هر دلیلی که موجب علم قاضی شود کافی است؛ از جمله شهادت شهود، پرینت پیامک، فیلم یا گزارش پلیس.
۴. فحاشی پیامکی چه تفاوتی با فحاشی حضوری دارد؟
از نظر قانون هیچ تفاوتی ندارد. فحاشی چه حضوری باشد و چه از طریق پیامک یا شبکههای اجتماعی، جرم توهین محسوب شده و همان مجازات را دارد.
۵. آیا تهدید همراه با فحاشی مجازات جداگانه دارد؟
بله. تهدید یک جرم مستقل است و طبق ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی، مجازات آن تا یک سال حبس یا ۷۴ ضربه شلاق است. بنابراین اگر کسی هم فحش بدهد و هم تهدید کند، بابت هر دو جرم تحت تعقیب قرار میگیرد.
۶. اگر فحاشی در ملأ عام انجام شود، چه میشود؟
از نظر ماهیت جرم تفاوتی ندارد، اما به دلیل حضور شهود، اثبات آن آسانتر است. در مواردی هم ممکن است عمل علنی به عنوان اخلال در نظم یا جریحهدار کردن عفت عمومی جرمانگاری شود.
۷. آیا میتوان علاوه بر مجازات کیفری، خسارت هم گرفت؟
بله. فرد توهینشده میتواند به استناد ماده ۱۴ آیین دادرسی کیفری و قانون مسئولیت مدنی، مطالبه خسارت معنوی و حتی الزام مرتکب به عذرخواهی رسمی را از دادگاه بخواهد.
منابع قانونی و قضایی
-
قانون مجازات اسلامی (کتاب تعزیرات)، مواد ۶۰۸ و ۶۰۹ در مورد توهین و فحاشی؛ ماده ۶۶۹ در مورد تهدید؛ ماده ۶۳۸ درباره عفت عمومی و ماده ۶۱۷ درباره قدرتنمایی با چاقو.
-
قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب ۱۳۹۹ (بند «ج» ماده ۱) و تصویبنامه هیئت وزیران ۱۴۰۳/۳/۳۰ در خصوص تعدیل مبالغ جزای نقدی.
-
قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲، ماده ۱۴ و تبصره ۱ (قابلیت مطالبه خسارت معنوی)؛ ماده ۱۶۰ (ادله اثبات در امور کیفری)؛ ماده ۲۱۱ (علم قاضی و مستندات آن)؛ ماده ۴۵۵ بند «الف» (تجدیدنظرخواهی در صورت عدم کفایت دلیل).
-
نظریات مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه: شماره ۷/۹۹/۱۰۱۹ مورخ ۱۳۹۹/۸/۲۰ (تعریف توهین و ضرورت حضور یا علنی بودن آن)، شماره ۷/۱۴۰۰/۱۸۷ مورخ ۱۴۰۰/۴/۶ (تحقق جرم توهین و تهدید تلفنی و استناد به شهادت شهود) و نظریه ۷/۱۴۰۰/۱۸۵ مورخ ۱۴۰۰/۳/۳۱ (لزوم وصول الفاظ توهین/تهدید به مخاطب).
-
آراء قضایی مرتبط: رأی وحدت رویه شماره ۷۲۱ مورخ ۱۳۹۰/۴/۲۱ دیوان عالی کشور (صلاحیت محل وقوع جرم در توهین و تهدید تلفنی با وحدت ملاک از مزاحمت تلفنی)؛ نمونه آرای دادگاهها از جمله دادنامه قطعی شماره ۹۳۰۹۹۸۲۱۴۴۵۰۰۴۸۸ شعبه ۱۰۴۰ کیفری دو تهران (محکومیت بدوی و برائت در واخواهی برای توهین و تهدید)؛ رأی شعبه ۴۶ دادگاه تجدیدنظر تهران در پرونده مطالبه خسارت معنوی ناشی از توهین و تهدید (شماره دادنامه ۱۴۰۱۶۸۳۹۰۰۰۲۷۶۳۳۷۰)





